|
کالا را درب منزل تحويل
بگيريد ، سپس وجه آن را به مامور پست پرداخت کنيد
پوشش سراسر ايران
، بيمه و گارانتي تعويض تمامي محصولات
|
نرم افزار صراط سلوک استاد علامه حسن زاده آملی

رهنمودهای اخلاقی عرفانی و خاطرات علامه حسن زاده آملی
توليد کننده: مجموعه نرم افزارهای هنری اسلامی جوانان- منهاج
اورژینال فقط 3500 تومان
قرائت کلیه متون - امکان مشاهده متن - امکان چاپ - فیلم های مربوط به متن - معرفی کتابها و سایت های مرتبط با سیر و سلوک - عکس و فیلم های علامه
راه های سیر الی الله
قرآن دائم الوضو بودن پرهیز از پرخوری اجتناب از پر حرفی
محاسبه مراقبه ادب مع الله عزلت نماز شب
تفکر یاد خدا ریاضت و تهذیب حکایات همت توبه
علامه حسن حسن زاده آملي، اين عارف، عابد و اين اديب فرزانه نعمتي است الهي تا به همراهياش از نردبان علم و حلم راهي به سوي آسمان بجوييم. او بزرگ مردي از تبار مردان خداست؛ مردان نيک سيرت و نيکو صورت. اين لطف لطيف الهي، در اواخر سال 1307 ه . ش، در «اير» از توابع لاريجان، ديده به جهان گشود و نامش را حسن ناميدند تا حُسن روزگار گردد.

حسن بن عبدالله طبري آملي، به حسن زاده مشهور گرديد تا در آينه حُسنش، جمال جميل الهي متجلي گردد.
«الهي شکرت که به ناز نعمت پرورده نشدم و گرنه از کجا حسن ميشدم.»
تقدير چنين مقدر شد که در کودکي از نعمت مادر و در شانزده سالگي از نعمت پدر محروم گردد. آري فقدان پدر و مادر براي او رنجها و سختيهايي را در پي داشت، اما اين مسأله روح و روانش را صيقل داد.
ايشان در 22 سالگي، در شهريور 1329، وطن را به قصد تهران و در سال 1342 تهران را به قصد قم ترک کردند. ايشان فقيهي مسلّم، فيلسوفي صاحب نظر، عارفي متشرع و حکيمي رياضيدان و اديبي توانا ميباشند. از جمله خصوصيات ايشان اين است که جامع حکمت نظري و عملي بوده و در عمل و سير و سلوک ترجمان عرفان نظري ميباشند. يکي از جنبههاي اعجاب برانگيز شخصيت ارزشمند ايشان اين است که از حافظهاي بسيار قوي بهرهمند بوده و گاه مطلبي را از کتابهايي نقل ميکنند که در گذشته دور به مطالعه آن مبادرت ورزيدهاند، ولي نقل مضامين به گونهاي است که گويا منبع مورد نظر را به تازگي خواندهاند.

پس با تفکر در ترنم گفتار و تدبر در کمال کردارش قدم به قدم براي رهايي از قيد و بند منيّت گام برميداريم:
«برادرم قدم اول در سلوک، توبه و پاکي از گناه و دوري از گفتار ناپاک، کردار و انديشههاي ناشايست و خويهاي نکوهيده است. در کلام خداي غفورِ رحيم، نيکو تدبر کن که فرموده: «إنَّ اللّه يُحِبّ التَوّابين و يُحِبّ المُتطهرين». سعي کن تا محبوب کردگار شوي. اگر سالکي، بدان که طي مراحل و قطع منازل جز به گامهاي نفي و اثبات ميسر نيست و اين معني جز در کلمه طيبه «لا اله الا الله» يافت نشود. اهل الله گفتهاند که هيچ نوع از انواع اذکار و عبادات در ترقي درجات و مقامات معنوي اثر اين کلمه طيبه را ندارد. از اين رو، رسول الله (صلياللهعليهوآله) فرمودند که «کل حسنة يعلمها الرجل توزن يوم القيامة الا شهادة لا اله الا الله فانها لا توضع في الميزان و وضعت السماوات و الارضون السبع و ما فيهن کان لا اله الا الله أرجح من ذلک»؛ به پارسي اين که در روز رستاخيز، هر کار نيک سنجيده شود، جز گواهي دادن به لا اله الا الله که آن را در ترازو ننهند؛ چه اگر در ترازو رود، آسمانها و زمينهاي هفتگانه با وي برابري نکنند (کنايه از اين که ثواب اين کلمه را نهايت نبود و به شمار نيايد و هيچ چيز هم سنگ او نگردد).
دوم قدم در طي طريق الي الله و جدايي از ماورايش معرفت نفس است: «مَن عَرَف نَفسه فقد عَرَفَ رَبَّه» (آن که در گوهر نفس خود، ساعتي به فکرت بنشيند، دريابد که اگر خود او به تباهي نکشاند، هيچ کس نتواند آن را تباه کند. و آن چه او را از تباهي باز ميدارد، دانش بايسته و کردار شايسته است که دانش آب حيات است و چنان که آب مايه حيات اشباع است.) اين است که تفکر يک ساعت از عبادت هفتاد سال برتر است.
در روز، مشغله و آمد و شد و اسباب انصراف انسان بسيار است، به خلاف شب که هنگام آرامش قوله سبحانه «إنّا سَنُلقِي عَلَيکَ قَولاً ثَقيلاً إنَّ ناشِئَةَ ليلِ هِيَ أَشدّ وَطئاً وَ أقومُ قِيلاً إنّ لَکَ فِي النّهارِ سَبحاً طَويلاً»، لذا اذکار و اوراد و خلوت را در شب تأثيري خاص است که در روز نيست؛ به خصوص در ثلث آخر ليل که هوا تصفيه شده و با روح بخاري مزاج انسان مسانخ است و بدن هم از خستگي به درآمده است و انتقالات و تمثلات و مکاشفات زودتر و بهتر و قويتر روي ميآورند: «وَ مِنَ اللّيلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسي أن يَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحمُوداً»، مقام محمود انسان که حامد آن دانشمندان و فرشتگان و بلکه خداي سبحان است.»
استاد در بيان خاطراتشان ميفرمايند: «در همان اوائل جواني، نماز شب من ترک نميشد. اساتيد به ما مرتب تأکيد ميکردند شمابايد در رفتار و کردارتان مواظب باشيد و مراعات بکنيد.اساتيد ماخيلي مواظب اخلاق ما بودند و از اين جهت به گردن ما حق دارند...در دو جناح علم و عمل خيلي مواظب ما بودند.»
آه که خروس در سحر به ذکر قدوس و سبوح در خروش است، کم از خروس مباش! چون به خروش آمدي، بدان «بهترين عطاي دوست لقاي اوست».
«دائماً طاهر باش و به حال خويش ناظر باش و عيوب ديگران را ساتر باش. بر همه مهربان باش و از همه گريزان... يعني با همه باش و بيهمه باش. خداشناس باش در هر لباسي که باشد.»
«مرد فکر باش که فکر لُبّ عبادت است. مناجات و راز و نياز با دوست را قطع مکن... خلوت را از دست مده! و به حقيقت بگو: الهي آمدم، تا کامروا گردي. سخن، خوراک و خواب بايد به قدر ضرورت باشد: «کُلوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسرِفوُا».
با عهدالله که قرآن مجيد است، هر روز تجديد کن. صميمانه دست توسل به دامن پيغمبر و آلش در زن، هر که خاموش شد، گويا شد. هر که چشم سر ببست، بينا شد. هر که مراقب است، سَرور است؛ چه اين که کليد نيکبختي در مشت اوست و نگين پيروزي در انگشت او.»

در اين مسير، دعا بهترين همسفر براي مسافران اين راه است. دعا آغازي براي پايان هر چه ظلمت است. هر چه خودخواهي است و هر چه نزول است. دعا نقطه اوج است هم براي رسيدن سريع به مقصد و هم براي از راه باز نماندن و تقرب جستن: «دعا توشه سالکان کبرياي لا يزال، و شعار عاشقان قبله جمال، و عارفان کعبه جلال است. دعا معراج عروج نفس ناطقه به اوج وحدت، و رواج به ملکوت عزت است. دعا کاسر قلب و جابر آن به «انا عند المنکسرة قلوبهم» است؛ يعني دل از فکر و گناه شکسته شود.»
«دعا ياد دوست در دل راندن و نام او به زبان آوردن و در خلوت با او جشن ساختن و در وحدت با او نجوي گفتن و شيرين زباني کردن است. دل بيدعا بها ندارد، «آن که به ياد خدا همدم نيست، آدم نيست.»
مطالب به اينها ختم نميشود. اما «در خانه اگر کس است، يک حرف بس است» آخر سخن اين که «دستورالعمل انسان فقط و فقط قرآن کريم و سنت رسول خاتم و آل او (عليهمالسلام) است و جز آن هوا و هوس است. اگر ما را گرفتاري بود، همان حقايق است که به قالب الفاظ دگر به فراخور فهم و بينش ما درآيد.»